تبليغاتX
آتیش پاره
آتیش پاره
قاصد روز های خوشبختی(!) داروگ . کی میرسد باران؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ 
قالب وبلاگ

مانسل بوسه هاي خياباني هستيم!

نسل خوابيدن اس ام اسى

! نسل درددل باغريبه هاي مجازي!

نسل غيرت روي خواهر

،روشنفكري روي دختر همسايه!

نسل كادوهاي يواشكي!

نسل خونه خاليودعوت شام!

نسل پول ماهانه وي پي ان!

نسل هل تومترو!نسل مانتو هاي تنگ!

نسل شرت play boyهنگام سجده!

نسل كارگران پير،

مو رنگ كرده براي جواني و پيشنهادكار!

نسل شارژ هاي اينترنتي!

نسل جمله هاي كوروش و دكتر!

نسل دفاع ازفاحشه ها!

نسل ترس ازرقص نور ماشين پليس!

نسل سوخته،

نسل منوتو!

يادمان باشد،هنگامي كه دوباره به جهنم رفتيم!

بين عذاب هايمان،مدام بگوييم، يادش به خیر 

[ چهارشنبه سی ام فروردین 1391 ] [ 16:15 ] [ آرمی آتیش پاره ] [ ]

سیییییییییییییللام 

تموم شد 

سال 90 هم داره تموم میشه اماااااااااااااااااااااا .............

از درس و مدرسه و اینا کلا خسته شدم 

دلم میخواد 1 سال بخوابم 

اما مدرسه تموم میشه دانشگاه شرو میشه 

خیلی حس خوبی نسبت به سال 90 داشتم 

اما سال 90و همینطور 17 سالگیم 

اونجوری که دوست داشتم 

تموم نشد 

یعنی اصلا اتفاق خاصی نیفتاد 

فقط من روز به روز داره شیطنت هام کمتر میشه 

اینقد بچه آرومی شدم که حالم داره از خودم به هم میخوره 

سال 91 ........................

یه عالممه آرزو دارم براش 

ولی ایشالا که مث این سال 90 خرابشون نکنه :دی 

غمگین دیگه بسه 

----------------------------------------------------

تازگیا یه مرض مسری افتاده رو جونم 

اونم چتیدن با خارجیاس 

ما شالا "نام خدا" که همه جهان پر هندیه 

هالم دیگه داره از هرچی هندیه به هم میخوره 

چت روم کانادا میری 

همه هندی 

آسیا میای همه هندی 

ااااااااااااااه ه ه ه ه  ه ه ه  ه ه  ه ه ه ه

تازه اکثرشونم آدمای بی تربیتی اند "اووووووووقققققققققققق"

لیست ایگنور من از ادلیستم 

بیشتر شده 

90درصدشونم هندی  

 

یه بار 1کی بود بهش میگم اهل کجایی 

میگه کانادا 

بعد 

عکسشو میده 

میبینم 

هندیه 

"الان تصور کنین لب و لوچه آویزون منو "

 

اما یه اتفاق باهالم 

افتاد برام 

سر کلاس دین و زندگی بودیم 

و من طبق معمول در حال چت :دی

بعد 

یه پسخر آمریکایی هس که خیلی آدم با هالیه 

گفتم با بچه ها با هم چت کنیم باهاش 

از اتفاق همون روز این بی ادب شده بود :دی "مال شانس منه

برای اینکه بی ادبیش رو خنثی کنم 

یه سوال سیاسی پرسوندم ازش 

که : رهبر منو میشناسی؟ 

گفت : محمود احمدی؟

گفتم نه 

اون که رئیس جمهورمونه

رهبرم آیت الله خامنه ای

گفت آره

من : خوب نظرت چیه؟

اون : خوب خیلی رهبر خوبیه

من: خسته نباشی

اون خوب خیلی سیاست مداره و من به حرفاش گوش میدم

من : جدا؟

مثلا آخرین سخنرانیشونو بگو :دی

اون: 2شب پیش

"الان یادم نیست کدوم سخنرانی بود  اما درست گفت"

من :o

جدا؟

ینی تو سخنرانی رهبر منو گوش دادی؟

اون: نه فقط من

همه خونوادم گوش دادند

اینجا خیلیا دنبال اخبار کشورتون هستند 

من: " واقعا کفم بریده بود "

اون : حالا تو برای من بیشتر از  ایشون  بگو

منم سایت بیت و دادم بهش

و گفتم تمام سخنرانی ها به زبان انگلیسی منتشر میشه

اون : ااااااااااااااااووووووووووووووووهههههههههههههه

خیلی ممنون

من قابل نداشت :دی

بعدم

از بس کف کرده بودم یه بوس براش فرستادم

که بقیش سانسور میشه

چون بی ادب شد

:دی

 

[ یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1390 ] [ 17:28 ] [ آرمی آتیش پاره ] [ ]
سلام

ینی تنبل تر از من خودم

کیف میکنم که از مرداد تا حالا آپ نکردم

را ستی ۱۸ آذر ۱۸ سالم شد

میخواستم آدرس وبو عوض کنم دیدم حالش نی

بخاطر همین فعلا با همین وب در خدمتتون هسم

راستی

این چند وقته استرس زیاد داشتم

آخه دبیر دیف و هندس تحلیلی مون رفته شده مدیر یه مدرسه

دبیرنداشتیم تا شنبه

یه دبیره رو از یزد کشوندن آوردن اینجا

سر ما

دبیره دست خطش تو سایه راه میره

لیمیت و مینویسه ال (هرکار کردم انگلیش نشد )

بعد اپسیلون را هم علامت "متعلق به مجموعه" میذاره

اما درس دادنش مث دبیر خودمونه

درسمون تازه وسط حد

شانس آوردیم که امتحانای ترم اولمون نهایی نیس

فعلا بای

-------------------------------------

ادامه نوشت :

راستی قالب  وبم پریده

نمیدونم چرا

میلم که هک شده بود رو پس گرفتم

امسال هم تو مسابقات وبلاگ نویسی شرکت کردم

به وبم سر بزنین  

Salehinebasir.ibsblog.ir

[ پنجشنبه یکم دی 1390 ] [ 11:52 ] [ آرمی آتیش پاره ] [ ]
من يه روز از مدرسه مي اومدم
اون روز توي مدرسه همه ي پولامو تموم كرده بودم
هيچي نداشتم حتي يه 50 تومني
از مدرسه دير تر رسيدم سر ايستگاه اتوبوس
ساعت 2.30 بود خيابون خلوت خلوت (رمان جنايي)
2.35 كه شد چند تا پسر لات اومدند سمتم (چاقوكش)
محكم سر جام نشسته بودم
كه يكيشون گفت
خانم وسط صندليو گرفتي
برو اونور منم بشينم ( دقيقا با همين لحن )
من پا شدم اومدم سر خيابون اتو بوسم خيلي دير كرده بود
مي خواستم تاكسي بگيرم كه هرچي ماشين رد مي شد
پر بود
تا اينكه يه تاكسي اونطرف تر نگه داشت
تا اومدم سوار شم يادم اومد هيچ پولي ندارم
با خودم گفتم اگه سوار نشم يكي ميزنه تو سرم و ميگه تو كه تاكسي نمي خواستي چرا دست تكون دادي ؟
سوار شدم به اميد پيدا كردن يه 50 تو مني توي كيفم
از وقتي سوار شدم تمام جيب هاي كيفمو گشتم
هيچي نبود
رسيديم از راننده پرسيدم چقدر ميشه گفت ": 100تومن
نا اميد به دنبال جمله اي ميگشتم تا راننده عصباني نشه
بازم تو كيفمو ميگشتم
اومدم حرف بزنم كه دستم رفت جيب كناري با اين كه 2 بار قبلش گشته بودم
يه چيزي اومد دستم
يه 200 توماني بووووووودددددددددددددد
دادم راننده [نیشخند]
100تومانشم چسبوندم تو دفتر خاطرااتم
تا هميشه يادم بمونه خدا تنهام نميذاره

[ دوشنبه سی و یکم مرداد 1390 ] [ 13:27 ] [ آرمی آتیش پاره ] [ ]
سلام سلام حالتون چطوره

؟

بعد از امتحانا خوش ميگذره؟

داشتم به بچه گيام فكر ميكردم ياد اون روزايي كه با دخي عموم كه از من 1 سال كوچيك تره و پسر همسايه هامون توي كوچه بازي ميكرديم

به الان كه ديگه شايد ماهي يكبار هم همديگه رو نميبينيم

البته دخي عمو را ميبينم

پسرا نمي بينم

يكيشون رفته سربازي

يكيشون مربي شنا شده

و يكيشونم زن گرفته البته اون از ماها بزرگتر بود

دخي عمو هم وسط امتحانا عروسيش بود

الانم سر خونه زندگيشه ( ترشيدم رفت )

يادمه بچه كه بوديم تاكه از اين پسرا يه چيزي ميخواستيم

اينو ميگفتن :

" شرط داره  ...

شرطشم درد داره ...

دردشم خون داره ....

خونشم رنگ داره ...

رنگشم قرمزه ..."

كف كنين پسخر همسايه هامون چه بي تربيت بودن

فكر ميكنين اون موقع چند سالشون بود؟

بزرگ ترينشون

اول راهنمايي

الان داشتم به اون روزا فكر ميكردم

كه من و مائده (دختر عموم )

باهم دعوامون ميشد من ميزدمش و در ميرفتم

اونم ميشست و هاي هاي گريه ميكرد

تازه مائده از خون خيلي مي ترسيد

وقتي ميخواستم اذيتش كنم        

بهش ميگفتم :

مائده پات داره خون مياد اونم بدون اينكه نگاه كنه فقط داد ميزد و جيغ مي كشيد

من و امير و كنجد و .. . بهش مي خنديديم

حالا ديروز دلم براش تنگيده بود

ميخواستم برم خونش ولي خونه نبود

يادش به خير كه آجر توي ديوار رو در اورده بوديم و از جاي اجر با هم حرف ميزديم

صبحونه و نهار وشام رو دم همين آجر ميخورديم

يادش به خير كه من از روي ديوار خونمون پريدم تو خونشون و تاشب اونجا بودم و مامان و بابا چقدر دنبالم گشتن

وبعدشم يه سيلي ناناز نوش جان كردم تا ديگه از ديوار بالا نرم

چقدر هم گوش كردم 

و يادش به خير............................................



[ چهارشنبه یکم تیر 1390 ] [ 12:54 ] [ آرمی آتیش پاره ] [ ]

درد دل امام علي (ع)  با  پيامبر  هنگام دفن حضرت زهرا (س(

شكوه ها از ستمكاري امت

سلام بر تو اي رسول خدا .سلامي از طرف من و دخترت كه هم اكنون در جوارت فرود آمده و شتابان به شما رسيده

اي پيامبر صبر و بردباري من با از دست دادن فاطمه (س)كم شده است .

توان خويشتنداري ندارم ،

اما براي من كه كه سختي جدايي تو را ديده وسنگيني مصيبت تو را كشيده ، شكيبايي ممكن است .

اين من بودم كه با دست خود تو را ميان قبر نهادم

وهنگام رحلت جان گرامي تو از ميان سينه وگردنم  پرواز كرد

(پس همه ي ما خداييم و به خدا باز مي گرديم)

پس امانتي كه به من سپره بودي برگردانده شد وبه صاحبش رسيد .

از اين پس اندوه من جاودانه است

شبهايم شب زنده داريست

تا آن زمان  كه خدا خانه زنگي تو را من بر گزيند

به زودي دخترت تو را آگاه خواهد ساخت كه امت تو چگونه در ستمكاري بر او اجتماع كردند

از فاطمه (س) بپرس و احوال اندوهناك ما را و از او خبر بگير

كه هنوز روزگاري سپري نشده وياد توفراموش نگشته است .

سلام من به هردوي شما .

سلام وداع كننده اي كه از روي خشنودي يا خسته دلي سلام نمي كند

اگر از خدمت تو باز ميگردم از روي خستگي نيست

اگر كنار قبرت مينشينم از بدگماني به آنچه خدا صابران را وعده داده نيست

[ شنبه هفدهم اردیبهشت 1390 ] [ 15:45 ] [ آرمی آتیش پاره ] [ ]
سلام

راستش حال آپ کردن ندارم

فقط محض خالی نبودن عریضه

برام دعا کنین توی امتحانای معرفی موفق بشم

از ۴شنبه ۲۴/۱/۹۰ شروع میشه

بای

[ یکشنبه بیست و یکم فروردین 1390 ] [ 17:54 ] [ آرمی آتیش پاره ] [ ]
سلام

عيدتون جلو جلو مبارك

به مناسبت عيد داشتم وسايل كپك زدمو مرتب مي كردم كه يه انشا از سال اول راهنماي پيدا كردم كه براي خودمم خيلي جالب بود كه اول راهنمايي اينقدر عقلم ميرسيده

به قول مامي روز به روز پس رفت ميكنم 

متن انشا اينه

آرزو دارم يك خلبان باشم تا در آسمان بيكران گم شوم وبراي هميشه در آن بمانم كه زيبا تر از آن چيزي نيست

همان  گونه كه يك نقاش فرانسوي گفته است :در دنيا دوچيز زياترين است

يكي آسمان بيكران و ديگري دلي آسماني

من نيز ميخواهم يك دل آسماني داشته باشم تا با آسمان بيكران گره بزنم و دنيايي زيبا بسازم دنيايي كه در آن هيچ كودكي شب را گرسنه نخوابد وهيچ مادري كودكانش را در خيابان بزرگ نكند

دنيايي پر از صلح ومهرباني ، دنيايي كه در آن جنگ نباشد وهيچ كس بخاطر بي مادري نميرد

در دنياي من كه با هم پيوستن دو دنياي آسماني ساخته شده ، عدل وعدالت برقرار است

دنياي من دنيايي است كه در دل كوچك وبي كينه ام بوجود آمده

اميدوارم در دل همه شما چنين دنيايي وجود داشته باد


_______________________________________

ادامه نوشت :

1. نمي دونم چرا گير دادم به مامان

2. قلبم هنوز هم بي كينه مونده اگخ همه چيو از دست دادم اينو نگه داشتم


[ یکشنبه بیست و دوم اسفند 1389 ] [ 19:35 ] [ آرمی آتیش پاره ] [ ]
اولین داستان

یه روز تی آیتی مدرسمون کنار رایای خانم دارویی نشسته بودم داشتم میلمو چک میکردم

که......................

آقای درچه بابای مدرسمون

اومد تو آیتی 

من درحال دیدن مدل لباس

)حالا خوبه لباسه فقط کفشاش پیدا بود )

آقای درچه دید

گیر سه پیچ که این عکسه رو بیار من ببینم

من آقای درچه همین کفشه

هست فقط چیز دیگه ای نداره

آقای درچه

نه این معلومه بقیه داره

من

یه میل دیگه باز کردم

اونم نقاشی های مستهجن

خدایا چیکار کنم؟

محض رضای خدا آقای درچه دست برداشت وبه گفتن اینکه

خوش بحالتون که از اینا سر در میارید

من که این wwwهارو بلد نیستم

 من

بعد از رفتن آقای درچه

من و خانم دارویی با هم

بعدش خانم دارویی جای گاز روی دستشو نشونم داد

من

خانم کی گاز گرفته

اون

از دست تو من هی دستمو گاز گرفتم


من

وای نازی خانم


[ دوشنبه هجدهم بهمن 1389 ] [ 10:17 ] [ آرمی آتیش پاره ] [ ]
salam

سلام سلام

به همتون

قراره از این به بعد ....................

سری داستان های آتیش پاره وخانم دارویی را بنویسم



[ دوشنبه هجدهم بهمن 1389 ] [ 9:37 ] [ آرمی آتیش پاره ] [ ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

سلام سلام
خوش اومدید
من تصمیم دارم خاطرات جالبم را در این وب بنویسم که البته بعضی از خاطرات رو تا توی موقعیتش قرار نگیری برات جالب نیستند بخاطر همین انتظار ندارم تا از همه ی نوشته های من خوشتون بیاد
راستی من کتاب زیاد میخونم وبعضی وقتا براتون چیزای جالبی که توی کتابا خوندم رو مینویسم
بای
----------------------------------------------------------------
براي كسب در آمد از طريق دريافت اس ام اس هاي تبليغاتي هم ميتونين به آدرس زير بريد:
http://ads.inpersia.com/users/ref/48349
رفقا
هر مزخرفی که اینجا هست
به دردت نمیخوره
تصاویر زیباسازی نایت اسکین


)فقط حق داری هم جنس خودت را انتخاب کنی(دوستیابی

فروش بک لینک